الان که دارم می نویسم دلم پر از هزار حرف نا گفتست در تراس بازه و صدای بارون اجازه نمیده صدای موزیکی که گذاشتمو بشنوم خیلی قشنگه بهتر از این نمیشه واسم
وقتی بارون میزنه شاخه ها میشکنه دل تنها چرا تو مثل گنجیشکا پریشون نمیشی منو می بینیو حیرون نمیشی
همه چیز خوبه درسمودارم با آرامش می خونم .راستی خواستگارا هم زنگ زدن بعد از اینکه مامان چند روزی وقت گرفت که با من حرف بزنه و اونا دوباره تماس بگیرن. راجبه طرف پرسید ازم اونم بعد از ۲ماه ! اخه من با خونسردی گفتم هر تصمیمی بگیرید من تابع شمام به قول مامان اون همه اصرار برای اون و حالا این همه بی تفاوتی...گفتم چیزی نپرس عزیزم
شما که باید خوشحال باشید درست همون اتفاقی افتادکه...حرفمو قطع کردم و اون شروع کرد این پسر اینجوریه اون جوریه...اصلا نفهمیدم چی میگه گفتم باشه باشه و بعد از تعریفات رفت بیرون
...
شنبه: تلفن زنگ می خورد ولی کسی خونه نبود منم بر نداشتم...چند بار که زنگ خورد مامان کلید انداخت درو باز کرد با فریاد گفت نمیشنوی داره زنگ می خوره
منم که می دونستم کیه گفتم نه آخه کرم!
مامان بهشون گفت که شرایط شما به دخترم نمی خوره و طرف با کلی دل خوری که ندیده دخترتون قبول نداره
قطع کرد!!! شوکه شدم مامان چی گفتی؟؟؟؟؟؟
ایییییییول
کنکورمو بدم میرم کیش با داداشم اینا شاید بمونم 1 ماهی جشنوارم هست کلی خوش میگذره.داریم اونجا یه تجارت اساسی می کنیم
اون هفته باید برم با سمیرا (دوستم )نمایشگاه کتاب کلی خرید داریم بن تخفیف قلم چی دارم باید کتابای زردشو بزنم
دل نوشته:..شدیدن منتظر سامیارم اللهی قربونش برم نی نی منه۲ماه وتقربآ۲۰ روز
یواشکی نوشت:
عیب کار اینجاست که من آنچه،هستم را با آنچه باید باشم اشتباه می کنم.خیال میکنم آنچه باید باشم،هستم،در حالیکه آنچه هستم نباید باشم
in jomleye akhar vaghean daghoonam kard :D kamelan sahih ast
shoma mesle enke kheili asab nadari:Din jomleie man age daghoneton mikard nishkhand nemizadid:D
avvalan merc babate pasokhat
dovvoman rasti inhame harfaz darso konkoor zadi tu paget
az konkoor chekhabar ?
emsal sakht bud asun bud ?
khoub bud ?
ta javaba nayad nemitonam begam khob ya bad,akhe ma adama adat kardim harchizi motabeghe meilemon basharo begim khob va baraxs.va enke mohemtarin emtehanam jomast,ta bebinim khoda baram chi ragham zade:)